Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
شنبه 4 خرداد 1398 - 12:37

رسمـی كهـــن جشنـی قشنـگ

رسمـی كهـــن جشنـی قشنـگ

ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت‌های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده‌های اهریمنی می‌پنداشتند.

مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت‌های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است كه ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شكرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می‌ساختند و پیروزی نیكی بر بدی و روشنایی بر تاریكی و داد بر ستم را گرامی می‌داشتند. شب یلدا نیز یكی از این موارد است.

در دوران كهن، شب مظهر تاریكی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می‌كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی‌ترین شب‌ها است. یعنی تسلط تاریكی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می‌كاهد.

و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می‌شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را كه مظهر روشنایی است جشن می‌گیرند. اجداد ما این شب را تا به صبح به جشن و پایكوبی به گرد آتش، می‌پرداختند و از میوه‌هایی چون هندوانه، خربزه، انار، سیب، خرمالو و به تناول می‌كردند. این میوه‌ها هریك بار معنایی نمادین با خود دارد، هندوانه كه قاچ‌های مدور می‌خورد چون خورشید، یادآور گرمای تابستان و فرونشاندن عطش است.

 انار صندوقچه دانه‌های مروارید، سرخ كه خود نماد نسل و زایش است و شب چره‌هایی كه با شكستن آن شادی را با خود به همراه می‌آورد و دمی همه را از حرف زدن باز می‌دارد. شب چله از دیرباز تاكنون به عنوان یك آیین كهن، مورد توجه همه مردم بوده است شبی كه نامش برای ما یادآور خاطرات شیرین خانه مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها در گذشته‌هاست.

گل گفتن و گل شنیدن‌ها و دور كرسی‌نشستن‌ها را برای بیشتر افراد تداعی می‌كند. مردم در شهرها و روستاهای مختلف با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم ویژه خود شب یلدا را جشن می‌گیرند. در اینجا به طور مختصر به ذكر چگونگی برگزاری این جشن در چند شهر كشور می‌پردازیم.

 

یلدا در تهران

یلدای تهران قدیم نیز با میوه‌های تازه فصل پاییز، میوه‌های خشك شده تابستان آجیل مخصوص، شیرینی و هندوانه به صبح می‌رسید. تهرانیان قدیم در همه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور می‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع می‌شدند. از سنن یلدای تهران، صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه است كه به دلیل نزدیكی این مراكز كشاورزی با تهران، میوه هندوانه در خوراكی‌های شب یلدای تهرانیان قرار گرفته ‌است. ولی تهرانی‌ها شب یلدا را همه ساله جشن می‌گیرند تا سنت‌های زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرن شهرنشینان حفظ شود.

 

یلدا در خراسان

شب یلدا در خراسان به «شب چله» معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم دراین شب با شركت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند.

مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند، در خرید میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه كوتاهی نمی‌كنند. بردن هدیه به خانه عروس با عنوان «شب چله‌ای» از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد شده‌اند، از سوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس و داماد دور هم جمع می‌شوند.

در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می‌مانند. یكی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم «كف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شكر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

یلدا در اصفهان

اما در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته كه كم و بیش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان به دو بخش «چله» و «چله‌كوچیكه» تقسیم می‌شد كه موعد چله از اول دیماه تا دهم بهمن بود اما «چله كوچیكه» از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه داشت. البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام «چله زری» و «عمو چله» تقسیم می‌شود زیرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسیم می‌كردند.

 اصفهانی‌ها دو شب را به عنوان شب چله برپا می‌كردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن كردن سفره‌یی با عنوان «سفره شب چله»، این شب را گرامی می‌داشتند. هندوانه به‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود،به‌عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین در اصفهان قدیم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به «عمو چله» و «چله زری» بوده است.

یلدا در كرمانشاه

در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن بیدار می‌مانند و با خواندن قصه‌هایی  از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود.

 آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و باتكاندن برف‌های زمستان از لباس‌هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنی‌های متنوعی چیده می‌شد. خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف «نان پنجره‌ای، كاك و نان برنجی»، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین این سفره بود.

 یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات خود در زندگی قرار می‌دهند. همچنین دختران دم‌بخت با این كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبر می‌گرفتند.

 

یلدا در استان مركزی

اما آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی با عناوین شب «چله‌بزرگه»، «چله وسطی» و «چله‌كوچیكه» برگزار می‌شد و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند. یكی‌ از آیین‌های ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده ‌است.

 در شب‌های چله افراد فامیل دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند و برای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند.

 آنان در سینی‌های قدیمی مسی در فضای دوده‌ گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا می‌كردند. در این شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر در پای سفره، همگان در كنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند. بزرگترها و ریش‌سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.

در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند، «پر یا پوچ» دزد بازی و مشاعره از جمله بازی‌هایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا ۵۰ سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.

 

یلدا در استان مركزی

اما آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی با عناوین شب «چله‌بزرگه»، «چله وسطی» و «چله‌كوچیكه» برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند. یكی‌ از آیین‌های ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده ‌است. در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند و برای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند.

آنان در سینی‌های قدیمی مسی در فضای دوده‌ گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا می‌كردند.

در این شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر در پای سفره، همگان در كنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند. بزرگترها و ریش‌سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.

 در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند، «پر یا پوچ» دزد بازی و مشاعره از جمله بازی‌هایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا‪ ۵۰ سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.

 

یلدا در قزوین

مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به «شب چره» معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر «هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره» سر می‌دهند، كه مادر بزرگ در آوردن «شب چره» تعجیل می‌كند.

در این شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر در این شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم «شب یلدا» فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

 

استان آذربایجان‌شرقی نیز به عنوان یكی از خطه‌های زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژه‌ای دارند كه به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود.

 اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا «چیله قارپیزی» (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند با خوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌كنند. در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود «خوانچه» طبق می‌فرستند و اقوام در هر چه بهتر بودن این خوانچه‌ها كمك می‌كنند.

 محتویات خوانچه‌ها عبارتند از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین می‌شود. هنگام غروب، زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پایكوبی می‌پردازند. سپس طبق‌های آماده را بر سر افرادی كه معین شده قرار داده و روانه خانه عروس می‌كنند و مادر عروس پس از تحویل طبق‌ها، هدایایی مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها می‌دهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت می‌كند.

 همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج‌های تبریزی، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یك قواره پیراهنی با كفش و چادری روانه منزل آنها می‌كند. اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر می‌پزند و بعد از شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه) آجیل، لبو، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل می‌كنند.

 ریش‌سفید خانواده در حالیكه با چاقو هندوانه را می‌برد، می‌گوید قادا بلامیزی بو گئجه كسدوخ (بلایای خودمان را امروز بریدیم) در تبریز پوست‌های میوه و آشغال‌ها را در آب روان ریخته و این رفتار را خوب و خوش یمن می‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و میوه بزرگان خانواده به نقل حكایات و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول می‌شوند. زنان معمولا تا پایان چله كوچك خانه تكانی نمی‌كنند و اعتقاد دارند اگر در طول این دو چله كسی خانه تكانی كند، چله او را نفرین می‌كند و اگر چله كسی را نفرین كند به نكبت و بدبختی گرفتار می‌شود.

انتشار بعد از تایید مدیر